ممکن است این پرسش برای خیلی ها پیش آمده باشد که چرا سقراط از خود اثری مکتوب بجای نگذاشت. همانطور که میدانید ما از طریق شاگردان سقراط ، بخصوص افلاطون با دیدگاههای او آشنا میشویم. واقعا چرا سقراط خود چیزی ننوشت؟ آیا حوصله نوشتن نداشت؟ آیا تنبل بود؟
پاسخ آن به نظر من این است که سقراط به عنوان اولین آموزگار تفکر، نیک میدانست که با نوشتن و سخنرانی کردن کسی فکر کردن یاد نمیگیرد. او با روش بی بدیل خود یعنی پرسشگری سقراطی، خطاهای فکری افراد را در گفتگوهای دونفره بهشان نشان میداد.
سقراط معلم تفکر بود و نیک میدانست روش آموزش و یادگیری تفکر چگونه است.
گاهی سعی و تلاش یک معلم انتقال دانش و معلومات است. کسی که میخواهد دانش knowledge را به دیگران یاد دهد کتاب مینویسد، سخنرانی میکند و مطالب مورد نظر را با شاگردانش در میان میگذارد.
این میشود
Transmission of
knowledge
Or what to learn.
اما گاهی معلم میخواهد اندیشیدن و تفکر را یاد دهد. اینجا دیگر قضیه چیز دیگری است.
How to think
در اینجا باید روش دیگری را بکار گرفت و آن چیزی بود که سقراط پایه گذاری کرد.
معروف است که میگفت من چیزی نمیدانم که به شما یاد دهم. بعضی تصور میکنند سقراط میخواسته شکسته نفسی کند. در حالیکه او توجه دیگران را به این مسئله جلب میکرد که او معلم دانش یا knowledge نیست معلم تفکر یا Thinking است.
عجیب است که هنوز بعد از ۲۵۰۰ سال بسیاری هنوز متوجه پیام سقراط نشده اند و در مدارس و دانشگاهها صرفا متمرکز بر آموزش دانش یا knowledge هستند و آموزش تفکر و خردورزی مورد بی توجهی قرار میگیرد.