آیا مرگ اندیشی، مثمر ثمر است؟
فروید غریزه مرگ (تانوتوس) را علت فعالیتهای انسان میداند که در مقابل غریزه زندگی( اروس ) قرار میگیرد، و معتقد است که گیر و دار این دو غریزه، کنشهای انسان را رقم میزند.
نیچه معتقد است که ابهام ذاتی مرگ حداقل این پیام را میتواند به ما بدهد که اگر مرگ پایان زندگی است، پس زندگی فرصتی کوتاه است و دم را باید غنیمت شمرد. بر این اساس میتوان میان مرگ اندیشی و زندگی اندیشی رابطه ای نزدیک پیدا کرد.
آنچه مشخص است، رمزآلود بودن و غریب بودن مرگ است. اما همینکه شاهد این رخداد برای دیگری هستیم، میتواند الهام بخشِ زمانمند بودن و ویژه بودن زندگی خودمان باشد.
پس وقتی به یاد مرگ افتادیم دقیقا می بایست زندگی را به خاطر آوریم و زمان محدودی را که در اختیار داریم، تا به بهترین شکل زندگی کنیم.
چنین بینشی میتواند به اما اراده و خواستِ تغییر مسیر زندگی بدهد.
میتواند به ما انگیزهی به هم ریختنِ نظم نمادین را بدهد.
چنین بیاندیشیم که در این برهه از تاریخ، من هستم.
پس تلاش خواهم کرد تا بهترینِ خودم باشم.
و در این جهت تا هستم، مبارزه کنم.
✍️محمد عینیزاده