چاکرا چیست؟
چاکرا یک کلمه به معنای چرخ یا چرخه است. بنا بر ادعای معتقدین، چاکرا یا چاکراها به یک سری نقاط انرژی اشاره میکند که در بدن همه وجود دارد. بر طبق باور رایج، چاکراها، چرخهایی هستند که انرژی را در بدن میچرخانند. بر این اساس، هفت چاکرای اصلی در امتداد ستون فقرات، از پایه ستون فقرات تا بالای سر شما قرار دارد.
مفهوم چاکرا در سنتهای اولیه هندوئیسم به وجود آمده است. مطابق با باورهای هندوئیسم، ما انسانها علاوه بر بدن یا بُعد فیزیکی (Sthula sarira)، یک بدن یا بُعد ذهنی نیز داریم که به آن بدن ظریف(sukshma sarira) هم گفته میشود. بدن ظریف، بدن ذهن و انرژیهای حیاتی است که بدن فیزیکی را زنده نگه میدارد. باور بر این است که بدن ظریف از انرژی و بدن جسمانی از ماده تشکیل شده است. گفته شده که بدن ظریف از یکسری کانالهای انرژی به اسم نادی (nadi) تشکیل شده است. این کانالها به واسطه گرههایی که همان چاکراها هستند، به هم متصلاند.
البته ادیان و آیینهای مختلف هندی ادعاهای مختلفی درباره چاکرا دارند، برای مثال در بسیاری از متون بودایی به طور مداوم از پنج چاکرا صحبت شده است، درحالیکه منابع هندو به شش یا هفت اشاره میکنند.
آیا وجود چاکرا توسط علم تأیید میشود؟
خیر. هیچ تأیید علمی برای وجود چاکرا پیدا نشده است. دانشمندان در هیچ بررسیای نتوانستهاند وجود چنین نوع انرژیها و مناطقی را در بدن انسان کشف کنند. اگر دانشمندی میتوانست به چنین کشفی برسد، علم را دگرگون میکرد و دریچه جدیدی از انسان و جهان به چشم بشریت میگشود. بهاحتمالقوی برنده جوایز معتبر مختلف از جمله جایزه نوبل میشد. فرصت وسوسهکنندهای است که هر کسی را جذب خود میکند. اگر شانس مناسبی برای موفقیت وجود داشته باشد، خود من نیز علاقهمند میشدم که آن را پیگیری کنم. بااینوجود، هیچ دانشمندی نتوانسته چنین کاری کند.
آیا چاکرا علمی است؟
نهتنها برای چاکراها هیچگونه شواهد علمی وجود ندارد، بلکه حتی این موضوع علمی هم نیست. توافق جامعه علمی این است که چاکراها و چاکرا درمانی کاملاً یک موضوع شبهعلمی محسوب میشوند. در ادامه به دلایل این موضوع میپردازیم.
چرا چاکرا در زمره شبهعلم جای میگیرد؟

دلایل زیر برای دستهبندی کردن چاکراها در شبه علم، منطقی به نظر میرسند:
1. قابل آزمودن نیست
در اولین مطلب از سری مقالات بیشتر از یک ذرهبین (مقاله علم چیست؟) توضیح دادیم که گزارههای علمی میبایست چه ویژگیهایی داشته باشند. یکی از مهمترین آنها، امکان به محک آزمون گذاشتن است. اگر ادعایی را نتوانیم مورد آزمایش قرار دهیم، آن ادعا علمی نیست.
وجود چاکراها در چنین وضعیتی است. هیچ وسیله یا راهی برای آزمودن یا مشاهده مستقیم و غیرمستقیم چاکراها وجود ندارد. دانشمندان به راههای مختلف انواع و اقسام انرژیها را به محک آزمون میگذارند، اما با اینکه ادعا میشود چاکراها مناطقی در بدن مرتبط با انرژی هستند، نه وجود این مناطق در بدن را میتوان آزمود و نه انرژیهایی که از آن صحبت میشود. انرژی چیزی خارج از محدوده علم نیست.
هر ادعایی که مرتبط با انرژی باشد، در محدوده علم است و میبایست شروط علمی بودن را رعایت کند تا از اعتبار علم بهرهمند شود. اگر بدون آزمایش و صحتسنجی، ادعای وجود چاکرا را بپذیرید، میبایست ادعاهای داستان من درباره تاکراها را نیز بپذیرید. همینطور هزاران هزار ادعای دیگر که در آن از انرژی صحبت شده باشد.
2. ابطالپذیر نیست
هر گزاره علمی باید ابطالپذیر باشد؛ یعنی باید امکان این وجود داشته باشد که بفهمیم آن گزاره اشتباه است. این حرف به این معنا نیست که آن فرضیه واقعاً باطل شده یا زمانی ابطال خواهد شد، بلکه تنها ابطال آن باید ممکن باشد. منظور ما از امکان ابطال این است که باید شرایط یا اوضاعی وجود داشته باشد که اگر برقرار شود، به عنوان خلاف فرضیه به حساب آید.
برای مثال اگر کسی بگوید که خوردن چایی از نوع خاصی سرطان جلوگیری میکند، میتوانیم دست به آزمایش بزنیم و ممکن است نتایج آزمایش به ما نشان دهد که این ادعا غلط است؛ اما اگر کسی ادعا کند که دلیل سقوط اجسام، این است که شبکه کیهانی از دست آنها ناراحت شده است، این ادعا ابطالناپذیر است. هیچ شرایطی را نمیتوان متصور شد که در آن شرایط این ادعا باطل شود. به همین خاطر چنین ادعایی علمی نیست.
چگونه میتوانیم نشان دهیم ادعاهای مربوط به چاکرا غلط هستند؟ هیچ راهی وجود ندارد. این ادعاها قابل تجربه کردن و اندازهگیری نیستند. هر شرایطی که ایجاد کنیم، خدشهای به این حرفها وارد نمیشود. بهعنوانمثال، وقتی که گفته میشود انجام تمرینهای خاصی باعث میشود چاکرای ریشه باز شود؛ اما اگر فردی این تمرینها را انجام بدهد و بعد از مدتی نتیجهای حاصل نشود، درمانگران زیر بار اشتباه بودن روششان نمیروند. به چنین فردی گفته میشود که به درستی تمرین نکردهای. ایراد فقط به انجام دهنده یا شرایط بیرونی نسبت داده میشود و نه اصل و اساس روش. این یک نمونه واضح از رفتار شبه علمی است.
برای هرحرفی میتوانیم بپرسیم “چه چیز مدرکی علیه آن خواهد بود؟” اگر چنین چیزی وجود نداشته باشد، آن حرف نمیتواند ادعای علمی بودن کند.
3. قابلاندازهگیری نیست
اندازهگیری در علم، نقش کلیدی دارد. خصوصاً زمانی که بحث انرژی در میان باشد. دانشمندان انواع و اقسام انرژی را اندازهگیری و محاسبه میکنند. اگر صفتی غیرقابلاندازهگیری باشد، جایگاهی در علم ندارد. قابلاندازهگیری بودن، شرط لازم علمی بودن یک ویژگی است.
مدافعان چاکرا دائم از انرژی صحبت میکنند ولی مشخص نمیکنند درباره چه انرژیای صحبت میکنند و چگونه آن را اندازه میگیرند. آیا میتوان روشی برای اندازهگیری و محاسبه باز و مسدود بودن چاکراها، یا متعادل و نامتعادل بودن آنها تهیه کرد؟ تاکنون هیچ روشی برای تجربه، مشاهده و اندازهگیری چاکراها و انرژیهای مربوط به آن وجود ندارد. به خاطر این مسائل، چاکرا کاملاً شبهعلمی است.
4. محدود به گزارشهای شخصی است و نه مقالات پژوهشی معتبر
برای تأیید یا عدم تأیید موضوعی، دانشمندان بر روی آن پژوهش میکنند و پژوهشها به صورت مقاله در نشریات معتبر علمی منتشر میشود. در این نشریات، داوران ممتازی که در آن حوزه متخصص هستند، مقالات را داوری میکنند تا مبادا نویسنده در آن مرتکب خطای عمدی یا سهوی شده باشد. این امر اگرچه عیبهایی نیز دارد، اما کمک میکند تا کیفیت مقالات بالاتر رفته و از جعل و دستکاری تا حد مطلوبی جلوگیری شود؛ اما مطالب تأییدگر چاکرا به صورت شخصی و در نشریات عمومی منتشر میشود و حاصل پژوهش علمی نیستند.
5. با دانش پایه سازگار نیست
چاکرا شامل ادعاها و مفاهیمی است که با دانش پایه علم فیزیک و علم زیستشناسی سازگاری ندارد. ازآنجایی که بسیاری از بخشهای این علوم با ادعاهای مربوط به چاکرا متناقض یا متضاد هستند، برای پذیرفتن صحت ادعاهای مربوط به چاکرا، میبایست بپذیریم که این بخشهای علوم فیزیک و زیستشناسی اشتباه هستند. البته ممکن است واقعاً اینطور باشد؛ اما میبایست ببینیم کدام حالت محتملتر است؟
اینکه بخشهای زیادی از علومی که حاصل هزاران هزار پژوهش دقیق و معتبر هستند غلط باشد، یا صرف ادعاهایی پراکنده از آیین هندوئیسم که از گذشتههای دور همینطور بین انسانها چرخیده است و هیچگونه شواهد علمی برای آن وجود ندارد؟
اگرچه احتمال اشتباه بودن تمامی این دانشهای تجربی صفر نیست، اما به قدری ناچیز است که میتوانیم با خیال راحت بین چاکرا و این علوم، این علوم را انتخاب کنیم.
اما شما از چاکراها نتیجه گرفتهاید؟
در مواقع نقد مسائل شبه علمی، معمولاً افرادی این پاسخ را میدهند که خودشان از آن رویکرد نتیجه گرفتهاند و به همین خاطر پژوهشهای علمی برایشان اهمیتی ندارد. من در مقالات بخش “بیشتر از یک ذرهبین” هربار به شکلی به این اعتراض پاسخ میدهم. این بار در این مقاله از همان داستان ابتدای مطلب (درباره تاکرا) استفاده میکنم.
مشکل این پاسخ در این است که یک فرد بنا به محدودیتهای شناختی خودش و بدون استفاده از پژوهش آماری معتبر، نمیتواند بفهمد که آیا تغییری که در زندگیاش رخ داده صرفاً حاصل تصادف بوده یا نه ارتباطی واقعی بین این تغییر و استفاده از آن رویکرد وجود دارد. اگر من به ترویج همان داستان تاکرا بپردازم و یک میلیون نفر در جهان به آن باور پیدا کنند، نیمی از افراد به طور تصادفی وضعیت بهتری را تجربه خواهند کرد (و نیمی دیگر خیر).
نیمی از افراد که وضعیت بهتری برایشان رقم خورده، این نتیجه را به باور و عمل به تاکرای ساختگی من نسبت خواهند داد و تصور خواهند کرد به خاطر این باور است که آنها نتیجه گرفتهاند. درحالیکه اینطور نیست.
همچنین ممکن است برخی از تمرینات (از جمله مدیتیشن) که به دلایل دیگری (بهجز وجود چاکراها) مؤثر هستند را انجام دهید و با اشتباه، نتیجه تمرینات را شواهدی برای وجود چاکرا تصور کنید. در داستان من نیز وقتی شخص باور کند که ورزش سپک تاکرا بر اساس وجود تاکرا در بدن کار میکند، با انجام این ورزش و کسب نتایج خوب از آن، تصور خواهد که پس تاکرا وجود دارد وگرنه به این دستاوردها نمیرسیدم. درحالیکه این نتایج به دلایل بیولوژیکی و روانشناختی به دست میآیند و نه وجود تاکرا و چاکرا!
مغالطه توسل به سنت
ممکن است مدافعان چاکرا در پاسخ به این انتقادات، بخواهند که با پیش کشیدن قدمت و کهن بودن چاکرا، از آن دفاع کنند. اگر چاکرا درست نبود، در طول هزاران سال در باورهای مردم نمیماند و کنار گذاشته میشد؛ اما آیا این دفاعیه قابل قبولی است؟ خیر. چرا که این حرف، مغالطه توسل به سنت یا سنتگرایی است. مغالطه توسل به سنت (argumentum ad antiquitatem) زمانی رخ میدهد که فرد، کهنه و قدیمی بودن مطلبی را دلیل درستی آن بداند و بگوید که چون این کار از پیشینیان به ما رسیده است و از قدیم باقی مانده، پس درست است. تمایل به پذیرش اعتقادات گذشتگان، پدیده رایجی است؛ اما آیا هرچه گذشتگان باور داشتهاند، درست است؟ خیر. برای مثال تصور کنید فردی چنین علیه اتومبیلسواری استدلال کند:
اجداد ما در طول تاریخ اسب سوار میشدند. اشتباه است که بخواهیم ماشین سوار شویم.
آیا این استدلال پذیرفتنی است؟ خیر. این یک مثال از مغالطه توسل به سنت است. موارد بیشماری در تاریخ وجود دارد که مردمان به چیزی باور داشتند و با گذر زمان، ثابت شده که بر خطا بودهاند. باورها سیرترشی نیستند که با گذر زمان، کیفیت بیشتری پیدا کنند!
مغالطه توسل به مرجعیت
ممکن است برخی از باورمندان چاکرا، به این دلیل وجود چاکرا را به این دلیل پذیرفته باشند که آن را از زبان شخصیتهای تأثیرگذار و اینفلوئنسرهای مشهور شنیده باشد. اگر شخص بخواهد برای دفاع از باور خود، به اعتبار و اقتدار گوینده متوسل شود، مرتکب مغالطه توسل به مرجعیت (Argument from authority) شده است. درستی یا غلطی یک سخن، ارتباطی به جایگاه اجتماعی شخص گوینده آن ندارد. این دو مورد کاملاً از یکدیگر جدا هستند. یک فرد محترم و معتبر نیز میتواند باورها و سخنان اشتباهی داشته باشد. اگر حرف غلطی را انسان بزرگی بزند، آن حرف صحیح نمیشود. گزاره غلط فارغ از گوینده آن، غلط است.
خطر چاکراها برای سلامتی و موفقیت
شاید پیش خودتان بگویید که خب ایرادی ندارد که مردم به چاکرا باور داشته باشند. باور به آن که زیانی ندارد؛ اما آیا اینچنین است؟ متأسفانه خیر. در حیطه سلامتی، باور به چاکرا و توجه و صرف هزینه (زمانی، انرژی و پولی) برای آن، باعث میشود که فرد توجه کمتری صرف درمانها و راهکارهای علمی برای رفع بیماریها و کسب سلامتی کند.
فرض کنید شخصی به بیماری خطرناکی مبتلا شود و به جای صرف تمرکز بر روی تشخیص پزشکی و درمانهای مؤثر، به دنبال متعادل کردن چاکراهای خودش برود. در چنین وضعیتی بیماری او پیشروی کرده و میتواند جان و سلامتی دائمی او را به خطر بیندازد.
همچنین درباره موفقیت نیز باور و عمل به چاکراها میتواند انگیزه فرد را بکاهد و او دیگر زمان و تلاش کافی صرف روشهای مؤثر نکند. در چنین حالتی میتوانیم بگوییم او به دنبال نخود سیاه فرستاده شده است.
امیلی رزا و انرژی درمانی
در دهه ۹۰ میلادی پژوهشی جنجالی توسط یک دختر ۹ ساله به نام امیلی رزا (Emily Rosa) انجام شد. این آزمایش نشان داد که درمانگران لمس درمانی (نوعی انرژی درمانی) حتی قادر به تشخیص انرژیای که ادعا میکنند از بدن انسانها خارج میشود نیز نیستند. کارشناسان لمس درمانی (Therapeutic touch) ادعا میکردند با کمک گرفتن از انرژی، میتوانند از مشکلاتی مثل استرس و اضطراب را بکاهند. بدین منظور آنها مدعی بودند که میتوانند میدان انرژی اطراف هر انسان را حس کرده و حتی آن را دستکاری کنند.
در این آزمایش، یک دیوار چوبی نازک بر روی یک میز قرار گرفت. تنها در پایین دیوار دو سوراخ برای عبور دست درمانگران ساخته شده بود. به همین خاطر درمانگران نمیتوانستند آنسوی میز را ببینند. درمانگران کف دست خود را به طرف بالا بر روی میز قرار میدادند و امیلی دست خود را به فاصله کمی بالای دست آنها میگرفت. درمانگران میبایست میگفتند که دست امیلی بالای کدام دستشان قرار دارد.
حتی به بعضی از درمانگران این فرصت نیز داده شد که پیش از شروع آزمایش، دستهای امیلی رزا را بررسی کنند و از نظر خودشان ببینند که کدام یکی از دستهای او انرژی بیشتری دارد. در این موارد، امیلی از همان دستی که آنها به عنوان دست پرانرژیتر شناسایی کرده بودند، استفاده کرد. درمانگران میبایست با توجه به انرژی بدن امیلی و حس کردن آن جواب پرسش را میدادند.
نتایج بسیار ناامیدکننده بود. از ۲۸۰ باری که این آزمایش روی ۲۱ درمانگر مختلف انجام شد، فقط ۱۲۲ بار (۴۴% موارد) درمانگران پاسخ درست دادند. نتیجهای حتی کمتر از ۵۰% که نشاندهنده شانسی بودن کامل پاسخهاست. این پژوهش[1] توسط نشریه پزشکی American Medical Association منتشر شد. پس از آن نیز هیچکدام از رهبران لمس درمانی حاضر نشدند تحت آزمایشی مشابه قرار بگیرند و یا خودشان آزمایشی علمی برای تأیید ادعاهایشان طراحی و اجرا کنند.
سخن پایانی
در این مطلب به علمی نبودن و شبه علمی بودن مبحث چاکرا پرداخته شد. توضیحاتی ارائه شد که چرا چاکرا شواهد علمی ندارد و حتی در چهارچوب علم نیز جایگاهی ندارد و شبه علمی است. این سخنان نشان میدهد که برای وجود و تأثیرگذاری چاکرا، دلیلی وجود ندارد و بهتر است برای کسب سلامت جسمی، ذهنی و کسب موفقیت، به روشها و رویکردهایی که مبتنی بر شواهد هستند (از جمله مدیتیشن که حساب آن از چاکراها جداست) رجوع و عمل کنیم.
اگر روزی برای مبحث چاکرا به نحوی اصلاح شود که ویژگیهای علمی بودن را داشته باشد و ادعاهای پیرامون آن نیز توسط شواهد تأیید شود، دانشمندان و اهالی علم از آن به شدت استقبال خواهند کرد؛ اما تا چنین روزی، چاکرا هیچگونه اعتبار علمی ندارد.
منبع:
https://www.bishtarazyek.com/what-is-chakra/